تبليغاتX
s.d.t.b.blogfa.com

s.d.t.b.blogfa.com

dostane

شهادت مولای متقیان به همه تسلیت عرض میکنم......

 

 

+نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387ساعت7:49 بعد از ظهرتوسط samira | |


آسمان را قسمت كردند:.....تكه اي براي بركه.....تكه اي براي رود....تكه اي براي دريا ..........

دلم را قسمت كردند:

..........تكه اي براي تو

                 ....تكه اي براي تو

                                    ......تكه اي براي تو


+نوشته شده در جمعه یکم آذر 1387ساعت5:1 بعد از ظهرتوسط samira | |

 

گاه خوابی یا خیالی میشوم

سایه ای در سرزمین سایه ها

سایه ای تنها که از خود گم شده

بی خبر از عالم همسایه ها

گاه نیز ماهی میشوم

گوشه ای در برکه پیدا می کنم

در میان خانه ای از جنس موج

یادی از دریای زیبا می کنم

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت10:25 قبل از ظهرتوسط لیدا | |

 


یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟

 سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟

 برایش صادقانه می نویسم برای آنکه باید باشد و نیست...

 

+نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت8:51 قبل از ظهرتوسط samira | |

 

آبروی اهل دل از خاک پای مادر است سربلندی

 زدو عالم از دعای مادر است

 آن بهشتی که قرآن میدهد توصیف آن

صاحب قرآن بگفتا زیر پای مادر است...


+نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1387ساعت1:29 بعد از ظهرتوسط samira | |

 

نگاهم مثل یک مرغ مهاجر

به دنبال حضورت کوچ میکرد

به غیر از انتظارت قلب من را

کسی اینگونه بی طاقت نمی کرد


+نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387ساعت5:26 بعد از ظهرتوسط samira | |

با خود مهربان باش تا احساس بهتري داشته باشي و براي خود در جهان پيرامونت ارزش بيافريني.
از اشتباهاتت درس بياموز و هيچ  گاه خود را در قبال  آنها مستحق  بي رحمانه ترين ها ندان.

 آينده اي بساز,اما لذاتي را كه مي تواني امروز از زند گي ببري از خود دريغ نكن. ازخوشي هاي دنيا لذت ببر بدون آن كه در اين خوشي ها غرق شوي.از زيبايي هاي پيرامونت لذت ببر وآن را برهاني بدان برزيبايي هاي كه در درون داري.

 

رضايت مندي حقيقي را در تلاشي معنا گرا و باور بدان.بهترين ها را براي خود طلب كن و گنجي حقيقي و مانا  آرزو كن.سرشار باش از توان و تعهد و پر كاري. گاهي اوقات آرام بگير و كاري انجام نده.وجودت را ميهمان مهرباني,ادب و تواضع و احترام كن.زند گي ا گر نيكو نبود,تو آن را براي خود بر نمي گزيدي


 

+نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت3:16 قبل از ظهرتوسط samira | |


چه جمعه ها که يک به يک غروب شد نيامدي
چه بغض ها که در گلو رسوب شد، نيامدي
خليل آتشين سخن،تير به دوش بت شکن
خداي ما دوباره سنگ و چوب شد، نيامدي
براي ما که خسته ايم و دل شکسته ايم نه
ولي براي عده اي چه خوب شد نيامدي
ت
مام طول هفته را به انتظار جمعه ها

دوباره صبح، ظهر، نه! غروب شد، نيامدي 

 


+نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت11:29 بعد از ظهرتوسط samira | |


به سلام ها دل نمي بندم,

از خداحافظي ها غمگين نمي شوم,

ديگر عادت كرده ام به تكرار يكنواخت دوري و دوستي

 خورشيد و ماه!!!!!


برايت دعا مي كنم هر بارپرنده اي مي بينم,

هر بار كه مردم,

بي تفاوت ازكنارم مي گذرند و هر بار كه نفس مي كشم

 برايت دعا مي كنم,

به آن چه مي خواهي برسي    

+نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت12:16 بعد از ظهرتوسط samira | |

 

 


زندگي آرام است، مثل آرامش يک خواب بلند.
زندگي شيرين است، مثل شيريني يک روز قشنگ.
زندگي رويايي است، مثل روياي ِيک کودک ناز.
زندگي زيبايي است، مثل زيبايي يک غنچه ي باز.
زندگي تک تک اين ساعتهاست، زندگي چرخش اين عقربه هاست،

 زندگي مثل زمان در گذر...

 

+نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت2:57 بعد از ظهرتوسط samira | |